خرید بک لینک
تا آنجا که به یاد میآورم، هیچگاه احساس ویژهای نسبت به شب و روز تولد خود نداشتهام. نمیگویم حس خاصی نداشتهام، بلکه مطمئنم ویژه نبوده است و به هر حال، حس خاص را که نسبت به روز ملی شدن صنعت نفت هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

دیروز در برنامهای شرکت کردم که سلبریتی منتقد این روزها، مجید حسینی، سخنرانش بود. طبق معمول حرفهای بی نهایت خوبی زد و چند جایی کم مانده بود اشکم درآید، اما فراموش نکردم سوالی که مدتها ذهنم را مشغول ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

. دیشب . یا همان 7 اسفند .کلا آدم خودخواهی هستم، اما برای کسانی که دوستشان دارم اهمیت زیادی قائلم و حتی اگر گاهی در نمود بیرونی رفتارم مشخص نباشد، [برخلاف دیگران] واقعا برایم ارزشمندند. باید اعتراف کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

همین که در وبلاگ قبلی اعلام کردم میتوانند برای دریافت آدرس جدید پیام بدهند، با کوهی از افراد ناشناس و ناپسند مواجه شدم، کسانی که بیتفاوت از پیامهایشان گذاشتم و اصلا نمیدانم دنبال چه هستند و یکهو اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

و اما چگونه راز چگونه زندگی کردن را کشف کنم، حال آنکه تنها یک بار آن را میآزمایم و راهی برای یافتن درست از غلط آن ندارم؟ و اما چگونه معنای زندگی را بیابم، حال آنکه چیزی جز زیستن نداشتهام و هیچگاه نخواهم توانست معنایش را جز در میان تقابل سهمگین خواست من برای کشف وضوح زندگی و غرابت غیرمعقول آن با حقیقتی که میشناسم، بیام؟ و اما، چه تفاوتی دارد؟ بازی بیهوده دنبال کردنها و نرسیدنها، بیش از آنکه منطقی باشد، یک قصه رمانتیک تراژیک است.

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

شاید بهتر باشد از یک لیوان شروع کنم. خوب میدانم که یک لیوان، نه موضوع جالبی برای نوشتن است و نه جذابیتی برای خواندن دارد، اما این لیوان شاید متفاوت باشد.رنگش به سفیدی کاغذ نیست، اما قطعا از شیر روشنتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

از سالهای شور و خیابان و ...

تا زل زدن به سقف و در خانه

ما آرمان به گا رفتهایم

این است داستان دو دیوانه

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

اجازه دهید در ابتدا اتمام حجت کنم؛ این یک پست عصبانی است. تمام خطوط این نوشته درباره تنها چیزهایی هستند که عصبانیت من را این روزها برمیانگیزند. پس حتی اگر خودم هم با این پست کوچکترین مخالفتی دارم، بهتر است بروم درم را بگذارم، شما که جای خود دارید!

"به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، اطلاعات این صفحه از دسترس خارج شد"

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 17:58

در ابتدا باید مواردی را به عنوان توضیحات ثبت کنم؛ اول اینکه، این وبلاگ قرار بوده در یک دفتر با جلد فانتزی پارچهای نوشته شود، اما از آنجا که نویسنده بسیار بدخط است و این امکان وجود دارد که خود او نیز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

من همواره عاشق افرادی میشوم که سن بیشتری نسبت به خودم دارند و از معاشرت با افرادی لذت میبرم که حداقل چند پیراهن و شلوار بیش از من پاره کرده باشند. همین موضوع برای اینکه نهایت لذت را از جمع امروز بردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

آنقدر گاهی مشغله بر سرم هوار میشود که نمیدانم چطور باید مجال نوشتن پیدا کنم، در عین حال عمیقا میخواهم بنویسم و این ننوشتن، روحم را آزار میدهد.میخواهم بنویسم و نه فقط مشابه این چیزی که اینجا نوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

امشب، دیوانه است. نمیدانم معنای دقیق این عبارت چیست، اما میدانم زمانی چنین احساسی پیدا کردم که روی تخت دراز کشیده و منتظر بودم بعد از چند دقیقه فکر کردن به این و آن، چشمهایم غرق خواب شوند، اما صداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

درست همین که درباره "بار هستی" -که امروز خواندنش را تمام کردم- در اینستاگرام متنی نوشتم، با حس عجیب ناشی از قضاوت شدن مواجه شدم و به شکل رقتانگیزی، چند دقیقه بعد آن را حذف کردم. اکثریت قریب به اتفاق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

صبح فردا قرار است بروم یزد. یک مسافرت کاری است، اما بیشک از آن لذت خواهم برد. فقط طبق معمول نمیدانم چه چیزهایی را باید با خودم ببرم و حتی برای انتخاب لباس و تصمیم گرفتن درباره اینکه آیا لازم است یک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

من در رویاهایم مینشینم به تماشای دنیایی که قرار است بسازیم و آن را پرستش میکنم، و زمانی که به واقعیت باز میگردم، با سرخوردگی تمام ناشدنی، به این فکر میکنم که چقدر بیچاره و دردمند هستیم که نمیتوانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 5:31

صفحه بندی